و تیرماه امسال در حالی گذشتکه برایمان تداعی خاطرات بسیاری بودتولد پدرم در آسمانهاشروع ماه محرممهمانی آخر هفته های منروضه و دیدارهایی که به بهانه این ماه عزیز صورت گرفتمن با امام حسین و مهمانی های مناسبتی امام حسین ام خیلی خوش امانشالله شفاعت مان کندمهمانی که در آن مهتاب دختر دایی ام و زندایی پری عزیزم بودند قسمتی از خاطرات من بود
برچسب: نویسنده: لیلا کمالی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1403 ساعت: 16:49
سلام بر حسینمردادماه امسال و ماه محرم و شروع تعطیلات کاری ما در دانشگاه بود.پارسال دهه محرم در استان گلستان - شهر گرگان مهمان خواهرم بودیم .و امسال اما به رسم احترام در شهر و زادگاه خودم ماندم.کارهای نیمه تمام بسیاری بوداز جمله کارهای پزشکی خودم و همسرمدندانپزشکی ها و چکاب سالیانه چه کاری چه غیر کاریو این دو هفته واقعا برایم فرصت بسیار مغتنمی بود.بماند که پیاده روی 5 ساعته روز عاشورا در شهر نجف آباد و رفتن به مزار پدر مادر عزیزم ، به واسطه درد زانوها ، مرا چنان به زمین زد که بارها روانه کلینیک و ویزیت توسط ارتوپد کرد.خوپ من باید ملاحظه سن و سال ام را می کردم اما باز هم خدا را صدها بار شکر که مهمانی امام حسین در روزهای تاسوعا و عاشورا برایمان زیبا رقم خورد.انشالله سال آخر مهمانی های حسین جان برایمان نباشد
برچسب: نویسنده: لیلا کمالی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1403 ساعت: 16:49